اولین سفرنامه کره جنوبی - روز اول تا چهارم

اولین سفرنامه کره جنوبی - روز اول تا چهارم

کره جنوبی کشور تضادهاست. همانطور که می توان ساختمان ها و جوانان مدرن را مشاهده کرد میتوان خانه های سنتی و همینطور افرادی با لباس سنتی کره ای یا همان هانبوک را هم دید.
در کره همه با مهربانی با ما برخورد می کردند. اگر ما را گیج و سر در گم مشاهده می کردند حتی اگر انگلیسی هم بلد نبودند به ما نزدیک می شدند و سعی می کردند به ما کمک کنند. حتی می توان گفت قطعاً مردم بوسان دوست داشتنی تر هم بودند.انگار سئول شهر خودمان بود، در آنجا اصلاً احساس نمی کردیم که غریبه ایم و یا گم شده ایم. بیشتر برای پیاده روی می رفتیم. احساس امنیت بسیاری می کردیم. در موارد بسیاری مشاهده می کردیم که وقتی بستنی از دست یک نفر به روی زمین می افتاد، خم می شد آن را بر می داشت و با دستمال زمین را تمیز می کرد.

با پرواز هواپیمایی قطر یعنی Qatar Airways رفتیم. در جلوی هر صندلی یک صفحه نمایشگر بود که در آن می توانستیم اکران فیلم های روز دنیا یا هر نوع برنامه ای را ببینیم و یا به موزیک کره ای گوش کنیم.


همینطور غذا هم خیلی عالی بود.

در متروهای سئول پله برقی وجود نداشت و مجبور بودیم زیاد راه برویم. همینطور ایستگاه های مترو خیلی گرم بود و همینطور عرق می ریختیم اما انگار کره ای ها از این مساله ناراحت نبودند. 

 
روز بعد اولین چیزی که در سئول دیدیم میدان "گوانگ هوامون" بود که به آن میدان "شکارچی شهر" هم می گویند. (در میان فواره های این میدان بود که اولین بار کیم نانا و لی یو سونگ در سریال شکارچی شهر با هم دیده میشن به همین دلیل به میدان شکارچی شهر معروف شده) و در مقابل شاه "سجونگ کبیر" و دریاسالار "یی سان شین" هم حاضر شدیم.
مجسمه دریاسالار یی سان شین در میدان گوانگ هوامون - سئول

این میدان که بعداً فهمیدیم همانند مرکز ارتباطی سئول است (همه راهها به گوانگ هوامون ختم می شوند) مانند راه ورودی بزرگترین کاخ سئول، گیونگ بوک گونگ، است که آخرین پادشاهان کره در این کاخ زندگی می کردند. پس از آن در حالی که خیلی خسته بودیم تصمیم گرفتیم اولین ناهار کره ای خود را بخوریم. بیبیمباپ و سامگیوپسال. خیلی عالی بود. فکر کنم نصف خستگیمان در رفت.

... همان شب پس از یک دوش حسابی، تصمیم گرفتیم شام را در یک رستوران 100 درصد کره ای بخوریم. منظورم از همان رستورانهایی است که وارد می شوی، کفشهایت را در میاوری و روی زمین می نشینی. در حالیکه دور و بر ما آجوماها (خانم ها) و آجوشی های (آقایان) زیادی بودند در آنجا اصلاً راحت نبودیم. نباید عادی بوده باشد که 4 دختر جوان تنهای خارجی به آنجا بیایند. در هر حال غذا خوردن درآن رستوران و دیدن اینکه چگونه خانواده ها غذاها را می بلعیدند تجربه خیلی خوبی بود.

 

 


روز بعد تصمیم گرفتیم در بازار "نامدِمون" چرخی بزنیم. آنجا کیوسک ها و مغازه های زیادی از همه رقم بود. مغازه های فروش کلاه، KPOP، لباس، ... در یکی از بانکها پولمان را به پول انجا تبدیل کردیم. به شما پیشنهاد میکنم از غذایی که کیوسک ها می فروشند امتحان بکنید چون ما کیک های تخم مرغی، کیمچی، موسیر خوردیم. در آنجا از گالری های زیرزمین هم دیدن کردیم که همه جور مغازه در آنجا بود. به طور اجتناب ناپذیری مغازه هایی که بیشتر از همه توجهمان را جلب کرد مغازه های فروش محصولات Kpop بود. انواع سی دی ها را می فروشند... همه سی دی ها بسیار خوب مرتب شده بود و سی دی همه گروه ها، خواننده ها و بیشتر بازیگران را برای فروش عرضه می کردند.

پس از آن به میونگ دونگ رفتیم. آنجا در یکی از خروجی های مترو با یک دوست که او نیز دختر بود قرار گذاشتیم. ناهار را به همراه او صرف کردیم. (فکر کنم بیشتر این سفر رو مشغول خوردن بودیم. اصلاً هم افسوس نمیخورم.) ناهار را در یکی از رستورانهای زنجیره ای کره به نام School Food که غذای خیلی خوبی دارد صرف کردیم. یکی از غذاهایی که در آنجا خوردیم "توک بوکی" بود، آنقدر تند بود که داشت اشکمان را در می آورد.


در عوض، بعد از ناهار دوست ما هم ما را به یک کافی شاپبرد که در طبقه دوم قرار داشت. ما که اسپانیایی بودیم تا آن روز فقط روی طبقه های پایین متمرکز بودیم. (در اسپانیا مغازه ها در طبقه های پایین قرار دارند.) که قطعاً یک طبقه هم خالی نبود. تمام طبقات پر از مغازه ها، بار ها و کافی شاپ ها بود. در آنجا برای اولین بار "بینگسو" را امتحان کردیم که بستنی مخصوص کره است. با یخ، لوبیا قرمز و بستنی درست شده و می توانی به آن هر چیزی که دوست داری مثل میوه، غلات و ... اضافه کنی. نمیشود بیش از این دلچسب باشد. همینطور چای سبز را هم امتحان کردیم. با وجود اینکه خوشمان آمد فکر میکنم که از میان تمامی چیزهایی که در کره خوردیم بیشتر از غلاتی خوشمان آمد که در یکی از آخرین روزهای سفرمان خوردیم.


سپس در حالیکه به مغازه ها نگاه می کردیم در آن منطقه گشتی زدیم. روی شیشه مغازه ها می شد بسیاری از چهره های مشهور را مشاهده کرد از قبیل JYJ، DBSK، Sistar، Suzy، 2PM، SNSD و ...
اما واقعاً، واقعاً، چه کسی نه تنها در آن محله بلکه در تمام شهر غالب بود؟ او "جانگ گیون سوک" بود. چهره او در همه جا بود. لباس فروشی ها، مغازه های فروش لوازم آرایش، مغازه های دیگر که با پوستر او مشتری جذب می کردند.


در همین حین باران شروع به باریدن کرد برای همین تصمیم گرفتیم به هتل برویم و کمی استراحت کنیم تا روز بعد را با انگیزه بیشتری آغاز کنیم.

------------------------------------

سلام به همه

بعد از مدت تقریباً طولانی یا بهتره بگم بعد از سه هفته دوباره برگشتم. بازم شرمنده که سرم شلوغ بود و فرصت هم نمیشد یه مطلب بذارم. و حالا بریم سراغ اصل مطلب که همونطور که از عنوان حدس زدین قسمت چهارم اولین سفرنامه ای هست که ترجمه کردم. این قسمت از سفرنامه گزیده مطالب روز چهارم این سفرنامه هست که سعی کردم فقط جاهایی رو که به نظرم به درد بخورتر اومده ترجمه کنم. امیدوارم براتون مفید باشه.

... بعد از ظهر رو صرف بازدید از محله اینسادونگ کردیم. منطقه ای که در آن می شود گالری های هنری بسیاری را پیدا کرد. زوج هایی را دیدیم که در حالی که دست یکدیگر را گرفته بودند مشغول تماشای آثار هنری بودند، مغازه هایی با محصولات اورجینال، همینطور مغازه هایی که صنایع دستی کوچک و ارزان قیمت به توریست ها می فروختند، کیوسک های اسنک فروشی و ...

... تاکسی های کره بسیار ارزان هستند. انواع مختلفی دارند و از طریق رنگشان میشود آنها را تشخیص داد. ما همیشه سوار تاکسی های نارنجی و خاکستری میشدیم که خیلی به صرفه بود و اصلا هم پشیمان نیستیم. آن شب برای بازگشت به هتلمان که تقریباً خیلی از آنجا دور بود نفری کمتر از یک یورو گذاشتیم که در مجموع کمتر از 5 یورو شد در حالی که اگر قرار بود همان مسیر را در اسپانیا برویم باید بیشتر از 10 یورو به راننده می پرداختیم.



برچسب ها : ، ،
توضیحات بیشتر

نظرات

Tara در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1396 02:15 ق.ظ گفته:
سلام. چه فصلی و چه مماهی بود که رفتید اونجا؟ هواپیماییه قطر خوب بود؟
شکیبا : سلام این سفرنامه رو ترجمه کردیم خودمون هنوز نرفتیم
mani در تاریخ شنبه 15 آبان 1395 10:15 ب.ظ گفته:
سلام.واقعا ممنونم برای این سفرنامه.اگه میشه سفرنامه ای هم در مورد کره شمالی بگزارید‌.من کره شمالی رفتم خیلی قشنگه.
حامد : سلام. اگه شد حتما.
مریم در تاریخ چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 01:45 ق.ظ گفته:
سلام

منتظر ادامه سفرنامه هستیم ...
حامد : سلام. این سفرنامه دیگه تموم شد. ولی سعی میکنم بازم سفرنامه بذارم.
چوچه اردک زشت در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:44 ق.ظ گفته:
من تصمیم دارم که روزی به کره بروم وازشمامتشکرم که این اطلاعات رادراختیارمن گذاشتی
شکیبا : خوشحالیم خوشتون اومد…
پرنسس در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:43 ق.ظ گفته:
خیلی ممنون بابت گفته ها خیلی دوست داشتم بدونم کره چجورجایی هستش خیی جالب بود ممنون
شکیبا : خواهش میکنیم دوست عزیز
پرنسس در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:42 ق.ظ گفته:
خیلی ممنون بابت گفته ها خیلی دوست داشتم بدونم کره چجورجایی هستش خیی جالب بود ممنون
zahra در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:42 ق.ظ گفته:
سلام به همگی من از شما سئوالی داشتم تو سئول چه جور میشه بازیگر های معروف رو دید
شکیبا : سلام. نمیدونم والا!
نگار در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:40 ق.ظ گفته:
سلام من دنبال یه تور گردشگری کره جنوبی میگردم که قیمتش خوب باشه شما می تونید کمکم کنید؟ واقعا ازتون ممنون میشم اگرم توری نیست که معرفی کنید میشینیم همین سفرنامه هارو می خونیم:)
حامد : سلام.
این سایت رو میدونم شرایطش رو باهاشون تماس بگیرین بپرسین:

http://www.aitotravel.ir/
مائده در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:39 ق.ظ گفته:
ممنون بابت سایتی ک بهم معرفی کردی شکیبا جون ^-^
شکیبا : خواهش میشه خانومی
مائده در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:38 ق.ظ گفته:
شما سایتی ک کره ای باشه و در مورد دانشگاه های کره توضیح بده نمیشناسی؟؟
شکیبا : این چطوره؟ http://www.korea.ac.kr/
مائده در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:38 ق.ظ گفته:
این خانم که جوابمو نداده عجیبه!!دیگه به این سایت نمیاد؟؟!
شکیبا : میدونم . شاید بازم سر بزنه
مائده در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:37 ق.ظ گفته:
سلام خانم کیانا
من علاقه مند به تحصیل در رشته دندانپزشکی سئولم اما هیچ اطلاعاتی ندارم!
دانشگاهای اونجا هم مثل ایران کنکور داره؟دولتی و ازاد داره؟
میشه یکم اطلاعات در مورد دانشگاهای دندانپزشکی سئول بهم بدین؟مثلا در مورد هزینه و امتحان ورودی و دروسی ک باید امتحان بدم و …
کل اینتر نتو گشتم اما جواب کاملی نگرفتم
ممنون میشم اگه جوابمو بدین خیلی ممنون …!
مائده در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:37 ق.ظ گفته:
میشه زودتر نظرمو منتشر کنین؟
منتظر جواب سوالامم!
sahar در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:36 ق.ظ گفته:
ممنونم و امیدوارم یه روز همو اونجا ببینیم!
sahar در تاریخ یکشنبه 8 شهریور 1394 11:36 ق.ظ گفته:
ممنونم امیدوارم وقتی اومدم همو ببینیم:-)
sahar در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:43 ب.ظ گفته:
ممنون کیانا جون.اگه اشکال نداره میشه بگی الان چن وقته کره ای؟و کی رفتی؟ راستی یه فروشگاه گوشت حلال بهم معرفی کن.ممنون میشم
sahar در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:40 ب.ظ گفته:
سلام کیانا جون من خیلی دوست دارم به کره برم. ۵سال دیگه خواهرم واسه تحصیل میره و منم باهاش میرم الان۱۲سال دارم.دوست دارم بدونم که هزینه های زندگی چجوریه؟آیا با کار کردن با حجاب ها مشکلی ندارن؟ اگه اینستاگرام داری این آدرس منه فالوم کن(sahar_korea)البته جوابمو اینجا بده ممنون
کیم جانگ را در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:38 ب.ظ گفته:
nice
محمد در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:29 ب.ظ گفته:
سلام. خیلی دوس دارم در مورد هزینه های زندگی وکار در کره بدونم.
حامد : سلام. متاسفانه در این رابطه اطلاعی نداریم.
فوژان در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:29 ب.ظ گفته:
سلام عزیزم از اینکه با وب شما آشنا شدم خوشحال هستم
وراهنمایی های شما کمک زیادی به من کرد
چون من قصد دارم تا چند وقت دیگر به این کشور سفر کنم
شبنـــم이슬 در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:26 ب.ظ گفته:
هممون تو سئول جا میشیم مگه؟؟؟
ماشاا… این همه آدم میخوان واسه کار و تفریح وگردش بیان!
خدا کنه یه روزی ایرون خودمونم این همه هوادار داشته باشه….
البته برا اینکه جا تو سئول تنگ نشه من میرم طرفای یانگ سان یا جزیره هایی مث:چونگسان،سوان و…
گذشته از شوخی ممنون از حرفات و
تشــــــکر فراوان از کیانا و مدیریت سایـــــــــت!
اتنا در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:25 ب.ظ گفته:
سلام من خیلی کره رو دوست دارم اما خیلی از کره بد میگن . میگن کره کشوری هست که توش جنگ زیاده.درسته؟
حامد : سلام. هر کسی یه برداشتی داره. اتفاقاً فعلاً هم از جنگ خبری نیست. نظر خیلی از خارجیها در مورد ایران هم بده ولی این دلیل نمیشه که ایران بد باشه.
شیدا در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:24 ب.ظ گفته:
من خیلی دوست دارم به سئول برم….کشوره خیلیییی قشنگیه مگه نه؟؟؟توروخدا بیشتر از کره ی جنوبی بگو…خیلی ممنون
حامد : سلام. من در کره زندگی نمیکنم و این سفرنامه هم مربوط به یک دختر اسپانیایی هست.
اندیشه در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:24 ب.ظ گفته:
اون لوبیا قرمز چه ربطی به هارمونی بستنی داره ؟؟؟؟!!!!
شبنـــم이슬 در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:23 ب.ظ گفته:
من خیلی وقت بود نمیومدم وب!!!
الان آپ های جدیدت رو دیدم محشر بودن در حد المپیک

فایتینگ…. دستت طلا!!!
حامد : سلام. به به چه عجب! ممنون.
الهام در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:23 ب.ظ گفته:
عالیییییییییییییییییییییییییی بود
sara در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:22 ب.ظ گفته:
واقعا چقدر قشنگ و خوندنیه….. چقدر خوردنی ها متنوعه و خلاصه چقدر آدم هوس کره رفتن میکنه..
بازم ممنون بابت مطالب خواندنی………
شکیبا در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:22 ب.ظ گفته:
سلام ممنون عالی بود
عجب بستنی دارنا . لوبیا قرمز!!
تینا در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:21 ب.ظ گفته:
راستی اون غذایی که مثل رول میمونه اسمش چیه ؟
حامد : به احتمال زیاد گیمباپ هستش:

http://en.wikipedia.org/wiki/Gimbap
سمانه در تاریخ جمعه 6 شهریور 1394 10:08 ب.ظ گفته:
سلام
ممنون که قسمت سوم سفرنامه رو گذاشتید.
ممنون بابت این وبلاگ خوب و به روزی که دارید.
به امید مطالب جدیدتر و جالب تر
فایتینگ
حامد : سلام. ممنون از شما!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30